چگونه یوزپلنگ را به مرز انقراض کشاندیم: چهار

در پست دوم گفتم که دوربین گذاری متمرکز در سال هشتاد و هشت در پارک ملی کویر آغاز شده بود. احسان مقانکی و مرتضی اسلامی از  انجمن یوزپلنگ ایرانی، طاهر قدیریان و امیرحسین خالقی هم از انجمن طرح سرزمین تیم رو تشکیل داده بودند.
نتیجه چه بود؟ تنها یک یوز نر در کل پارک!
نتیجه به نظر غیر واقعی بود. پارک ملی همچون کویر و فقط یک یوز نر؟
دهه هشتاد گذشت.
انجمن یوزپلنگ ایرانی از ابتدای دهه نود ایده پایش سراسری مناطق یوزپلنگ را مطرح کرد. در آن زمان انجمن طرح سرزمین کم‌کار شده بود و گروه دیگری هم پژوهش قابل توجهی بر روی جمعیت یوز انجام نمی‌داد. تا آن زمان عموم آمارهای اعلام شده از جمعیت یوزپلنگ در ایران نظرات کارشناسی اساتید و پیشکسوتان داخلی و خارجی بود. دیر یا زود باید کسی مطالعه ای سیستماتیک برای یافتن تعداد واقعی جمعیت آغاز می‌کرد. دوربین‌های تله‌ای زیادی خریداری و یا جمع‌آوری شد. تیم بسته شد و آماده شدیم بیشترین مناطق ممکن را پایش کنیم. پول را از حامیان ریز و درشت تامین کردیم و دل به کار زدیم. محیط‌بانان خبره مناطق مورد مطالعه، کارشناسان استانی، تشکل های محلی، پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و… این مطالعه را ممکن کردند.
متاسفانه نتایج امیدوار کننده نبود و هنوز هم به نظر غیرواقعی و عجیب می‌رسید. کل یوزهای شناسایی شده به ۲۰ نمی‌رسیدند. با فرمول‌ و آمار و احتمالات و … جمعیت قطعا زیر صد براورد میشد. من در این دوران سرباز بودم و این‌ها رو دورادور از بچه‌ها می‌شنیدم.
در همین دوره مطالعه مشخص شد که یوزها مسافتی بیش از تصور پیشین جابجا می‌شوند. «هاجر» فرزندان خود را از سیاهکوه به دره انجیر برده بود و در واقع چیزی در حدود ۱۳۰ کیلومتر هوایی از یک خط آهن و دو جاده با سه توله عبور کرده بود. پس مطالعه درون مناطق کافی نبود. اگر بیرون مناطق را مطالعه نمی‌کردیم نمی‌توانستیم مطمئن باشیم که اوضاع تا چه حد بحرانی است.. قدم بعدی پاسخ این سوال بود:
چگونه خارج از مناطق حفاظت شده که امنیت کافی برای دوربین گذاری ندارند را مطالعه کنیم؟
.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.